تولد

در مسیر زندگی خویش بارها به لحظه تولد رسیده‌ایم. هر بار انگار که از نو زاده می‌شویم، هر بار از صفر آغاز می‌کنیم. می‌توان در هر زمان تولد، زنگی نوینی را آغاز کرد، با تجارب قبل و بی کاستی‌های موجود.

و تو زندگی خود را آغاز میکنی، با نگرش و بینشی تازه، آنگونه که شایسته توست. قدم بر می‌داری، زیبا ولی لرزان. همانطور که پیش می‌روی گام‌هایت استوار می‌شوند. هستی را در آغوش می‌گیری و با سرعتی بیشتر بسوی بی نهایت به پیش می‌روی.

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.ف

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...! اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل و بجا" بودنت مهمه...! منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...! و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی... سلام زیبا بود امیدوارم هر روز از نو متولد بشیم...[گل][گل][گل]

نم نم باران

زيبا نوشتي باران جان مرسي براي خوندم وقت گذاشتي با اجازه ي تو باران جان از اينجا به نرگسيب عزيز عزيز م سلام مي كنم

شاپرک

سینه باید گشاده چون دریا تا کند نغمه ای چو دریا ساز نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره و برآید باز "هوشنگ ابتهاج" [گل]

رضا

سلام بر باران مهربان [گل]

ونوس

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هست!! حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی تو چرا اینهمه دلتنگ شدی باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن! بهار پیشاپیش مبارک عزیزم![قلب][ماچ]

ونوس

باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است همه چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند کوچه یکپارچه آواز شده است هیچ یادت هست که زمین را عطشی وحشی سوخت برگ ها پژمردند تشنگی با جگر خاک چه کرد هیچ یادت هست توی تاریکی شب های بلند سیلی سرما با تاک چه کرد با سرو سینه گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد هیچ یادت هست!! حالیا معجزه باران را باور کن و سخاوت را در چشم چمنزار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد خاک جان یافته است تو چرا سنگ شدی تو چرا اینهمه دلتنگ شدی باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن! بهار پیشاپیش مبارک عزیزم![قلب][ماچ]

حسام

سلام هر بار از صفر آغاز می‌کنیم با کوله باری از تجربه حرکت را آعاز می کنیم

گلشن

باران سال نو میارک[گل][گل]

ویدا

سلام آن ترانه را اندیشه آفرید سکوت , فراوانی اش داد فریاد به صدایش در آورد حقیقت پوشاندش رویاها تکرارش کردند عشق فهمیدش بیدار , پنهانش کرد و روح آنرا فرا خواند. شاد باشید [گل]