دوست

چه شیرین است به پای دوست جان دادن

همه عمر خود را به یکباره از کف دادن

عمر عاشق را چه سود گر معشوق

جان طلب کند و نتوان آن را از دست دادن

/ 11 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست سخن عشق نه آنست که آید به بیان ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

faeze

[بغل][بغل][چشمک][قلب]

SiNA Hp (باران عشق)

به برف و یخبندان خو کرده ام انقدر که میان ان قلب یخی ات مرا سرگردان یه وجب خاک گرم کرده ای حداقل کمی زودتر از سرگردانی مرا نجات میدادی تا به من دیوانه ، عاشق شکست خورده ، پسرک تنها و محتاج محبت نسبت نمی دادند حال این پسرک تنهای،شکست خورده ی عاشق را چه می نامند درست بگو مـــ ن مــــ ن نکن بگو حرفت را من توانم برای شنیدن هر حرفی بالا رفته بــــــــــــــــــگو نمی شنوم ، صدایت به گوشم نمی رسد لال شده ای یا من کرم برایم بنویس همینجا بلند بنویس منتـــــــــــــــــظرم

فرشته

سلام خانومی؟ فکر نمی کنم مشکلی داشته باشه.ولی باز بررسی می کنم گلم. ممنون خبر داددی[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

فرزانه

نه عزیزم معشوق و عاشق ها الکی و قلابی شدن کوفت هم بخوان بهشون نمیدیم دیگه

سپیده

واقعا چه سود؟!!!

رضا

سلام باران مرسی من خوبم ؛ شما خوب هستید ؟ من مدتی نبودم اما همیشه به یاد باران بودم [گل]

مرد باران

آسمان بارانی است همگی میگذرند چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان اما... من تنها و رها زیر این سقف سیاه گام برمیدارم بی چتر... و به تو, می اندیشم... ایکاش میشد بیشتر باهاتون آشنا بشم این آیدیمRAINMAN.1366 منتظرتونم...

SiNA Hp (باران عشق)

گوشه نــدارد که یـکـــ گوشه اش بنشینمـــ و نفسی تــازه کنمـــ ... گــرد گــرد استـــ این زمین.. ایــنــ روزگار....

مهدی شیرمحمدی

دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟ بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون. دختر:چرا آخه بابا؟ پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !