آغاز زندگی

من در عجبم از بهار که هر ساله می‌آید و از نو زندگی آغاز می‌کند.

من در عجبم از بهار که هر ساله با انرژی و نشاط ساز و کار را شروع می‌کند.

من در عجبم از بهار که هر ساله با خنده و ذوق، جوانه بر درختان میزند و گله ای از درختان بی‌برگ و بار زمستانی ندارد.

من در عجبم از بهار که هر ساله با آوازی شکوفه ها را بر روی درختان می‌رویاند.

من در عجبم از بهار که هر ساله پرندگان را به ذوق خواندن در می‌آورد.

من در عجبم از بهار که هر ساله با روی باز رد پای زمستان را پاک می‌کند.

من در عجبم از بهار که هر ساله مرا به یاد دارد و به دلم سر می‌زند.

من در عجبم از بهار که هر ساله ...

بی‌گمان اگر قرار بود نوع بشر هر ساله از نو آغاز کند، عمر طولانی آرزو نداشت.

/ 17 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلشنا

باران خیلی عالی من هم درعجبم که باران هر نوشته اش از قبلی عالی تر میشه ممنونم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

اورسجی

سلام قلمت سبز زیبای و عشق برایتان می خواهم همیشه شاد و خوش و خرم باشید

رضا

سلام باران عزیز بی وفا . سال نو مبارک [گل]

رضا

[گل]

گلشنا

باران من یه شاعرم من اگه یگم خوب می نویسی راس میگم شما انتخاب متن هات حرف نداره [گل][گل][گل][گل][گل] همین من درعجبم یه کار تازه ونو است وخوبه[گل][گل][گل][گل] ممنونم[گل]

شاه بلوط

یاد آدمهائی افتادم که مدام شکست میخورند اما باز ادامه میدن

گلشن

یاران من در عجب نیستم تو همیشه عالی می نویسی ممنونم[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

لیلا

سلام .وبلاگ قشنگی داری... خوشم اومد... کارت حرف نداره....!!!!!!!