ایمان

من ایمانم را با عشق معامله کرده‌ام

بدان امید که عشق روزی

ایمان از کف رفته را به من بازگرداند.

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

عجب چیزی گفتی..رو این مینی مالها هیچ نظری نمیشه داد.جز اینکه بگی عالی بود

رهگذر

دوست خوب من سلام .به خاطر همه مهربانی هایت از تو ممنونم.چهارشنبه تهران بودم ،شكر خدا بهتره،سه سال دست و پنجه نرم كردن با يك بيماري مخوف ،چند دوره متناوب گرسنگي كشيدن و درد كشيدن و چند جراحي در ناحيه شكم و اينكه در اين مدت يك پايش خانه بود و پاي ديگرش بيمارستان ،گاهي براي جراحي و يا آزمايشهاي گوناگون و يا شيمي درماني و يا موارد ديگر كه بماند؛با اينكه رمقي نداشت و خيلي نحيف و لاغر شده بود با اينحال كمي با هم حرف زديم؛در آخر وقتي از او سوال كردم كه سلولهاي سرطاني قويترند يا تو ؟با آن حالت نزار و صداي ضعيفش به آرامي گفت: من !!!خدايا به آنانكه طالب سلامتي اند ،تندرستي و به آنانكه طالب مال و منال اند ،ثروت و به آنانكه طالب عاقبت خوشند ،عاقبت به خيري و به آنانكه در پي خشنودي تواند ،رضاي خويش عنايت نما .آمين

هادی

معامله ی خوبی کردی عشق خود ایمانه.

فائزه

همیشه باید کسی باشد که معنی سه نقطه‌های انتهای جمله‌هایت را بفهمد همیشه باید کسی باشد تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد باید کسی باشد... ======================================= به روزم

رضا

سلام باران عزیز خوشحالم کردی سرزدی شما همیشه به من محبت دارید و متاسفم که باعث شدم غمگین شوید دفعه بعد جبران میکنم[گل]

هادی

حرفي كه از دل برآيد؛لاجرم بر دل نشيند. مثل این متن شما که به دل من نشست

SiNA Hp (باران عشق)

پنجره ها را باز بگذار آشنا کن هوش کوچه ها را با گام های فریادم دستی بکش دستی بکش بر پلک مهربانی تا از خواب غفلت برخیزد چراغی دعوت کن تا روشن کند کوچۀ آواره گی ام آهنگ صدای ام را نت کن تا کسی از پله های صدای من به دره ی تبعیض سقوط نکند من و تو از جنس انسانیم خانه ی خاک از آن من هم هست کلون مرزها را بشکن سد ذهن را بردار به دریا بگو

حسام

زندگی تمرین صبوری است.