بهشت

گاهی به عقب برمی‌گردیم، به زمانی که شاد و بی‌خیال در بهشت، روزگار به سر می‌بردیم به زمانی که ناآگاه بودیم و در این ناآگاهی به شادی زندگی می‌کردیم. ولی این دوره گذراست.

ما به خواست پروردگارمان پاسخ مثبت دادیم که بر روی ارض جانشینش باشیم. پس شروع به رشد کردیم و تغییر. دیگر تنها سرخوشی و بی‌خیالی نبود، درد هم آمد. درد آگاهی، درد جدا ماندن از او، درد بزرگ شدن. باید گام برمی‌داشتیم و رو به جلو حرکت می‌کردیم. با هر گام، از بهشت فاصله گرفتیم هر روز دور و دورتر شدیم. حرکت ما از روی آگاهی بود و قصد ما رسیدن به او.

بازگشت به گذشته، حس شیرین بی‌خیال زیستن را به یادمان خواهد آورد، حس شیرینی که تا عمق وجودش تلخی گزنده‌ای دارد.

/ 10 نظر / 9 بازدید
شاه بلوط

قالب جدید مبارک من هیچ جوری دوست ندارم به عقب برگردم من چیزی از خوشی بهشت رو نمی تونم تصور کنم حتی الانشم با مرگ و اون دنیا با تردید نگاه میکنم

نرگس

سلام باران جانم عالی بود خیلی و دردناکه این قضیه ی درد... که ما رو رها نمی کنه یا با دردها زندگی می کنیم یا با بهانه ای دردها رو فراموش می کنیم ولی انگار این درد همیشه با آدمیه! انگار آدم دنبال چیزیه که خودش هم نمیدونه اون چیه! و اون چیز ناشناخته رو تو پول و شهرت و از همه مهمتر تو عشق جستجو می کنه! و شاید اون چیز ناشناخته همون عشق باشه! [گل][گل][گل]

هادی

سلام ممنونم که توی این چند سال همیشه دویت خوبی برام بودی. ولی آدما همیشه تغییر می کنند. هنوزم همون آدم شادم. فقط خیال هام عوض شده.الان چیزای دیگه خیالم هستند وچیزای دیگه رو بی خیال شدم.

هادی

با بزرتر شدنمان گاهی دیگه بهشت مقصد نیست.

زیبا

یلدا پیشاپیش مبارک [گل][لبخند]

زهرا

همه لحظه های پایانی پاییزت ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ # یلدا پیشاپیش مبارک [گل]

گلشن

باران کجایی شب یلدا مبارک عمرتان طولانی [گل][گل][گل]

SiNA Hp

زندگی یک پاداش است نه یک مکافات فرصتی است کوتاه تا بیابی ،بدانی ، بیندیشی ، بفهمی و زیبا بنگری و در نهایت در"خاطره ها" بمانی...[گل]

ویدا

سلام گلم آن هنگام که مردمان آفریده شدند, نیکی در ایشان برخواسته بود , اما خود چنان رفتار می کنند که اگر در گور هم نهاده شوند , بدی در ایشان نابود نگردد [قلب] جبران خلیل