مسافر باد

از راه برمی‌گشت، خسته و تنها. به بدرقه‌اش رفته بود، با باد سفر می‌کرد. دوستش می‌داشت، به او دلبسته بود، بی او هیچ نبود، بی او حتی زنده نبود. می‌خواست برای هزارمین بار اینها را به او بگوید شاید برگردد ولی او در حالی که بر دستان سرد باد سوار بود هرگز به عقب برنگشت، حتی وقتی با قطره اشکی در چشم، او را به نام خوانده بود.

غمی سنگین بر دل حس می‌کرد و بغضی کهنه در گلو. با خود زمزمه کرد، برمی‌گردد اما بغض باور نداشت و آخر گریه را جاری ساخت. بی‌محابا اشک می‌ریخت اشکی که سالها بغضی شده بود و راه گلویش را بسته بود. سالها از چنین روزی ترسیده بود، روزی که او نباشد، روزی که زندگیش بی معنا شود، روزی که آینده‌ای نداشته باشد، غصه می‌خورد و اشک می‌ریخت.

به تدریج غمی سبک او را در برمی‌گرفت، با هاله‌ای از ابهام. روزها گذشت و هاله ابهام کمرنگ شد و غم او سبک‌تر، تا در نخستین دقایق یک روز، غم، چون شبنمی بخار شد و به آسمان پر کشید.

سبک بود چون روز نخست، پس از سالها غم او را ترک کرده بود، چهره مغمومش به شادی می‌گرایید و چشمان بی فروغش می‌درخشید. کم‌کم شادی و نشاط او را در بر گرفت و افکار پراکنده‌اش او را ترک گفتند.

ساعتها ایستاد و به گذشته فکر می‌کرد. به باد می‌اندیشید، باد مهربانی که مدیون او بود، بادی که غمش را با خود برده بود.

/ 15 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ziba

همه بدهی هایم را هم که صاف کنم به دلم مدیون میمانم برای تمام دلم میخواست های بی جواب مانده ام...

گلشن

یاران سلام نیستی [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

شاپرک

هیچ چیز تمام نمی شود...هیچ پایانی به راستی پایان نیست... "نادر ابراهیمی" [گل]

طاها

زیبا مینویسی بنویس زیبا

شاپرک

بهارتان خجسته. درود بزرگوار. نورزتان پیروز و بهارتان همیشه سبز. سلامت و شاد باشید و عیدتان پیشاپیش مبارک.[گل]

گلشن

مژده یاران که بهارمی آید عید وعشق است ونگار می آید پیشاپیش عید نوروز را تبریک عرض میکنم گلشنا [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

ziba

دوقدم مانده به خنديدن برگ يك نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم درچشم بهاري ديگرتحفه اي يافت نكردم كه كنم هديه تان يك سبدعاطفه دارم همه ارزانيتان پیشاپیش سال نومبارک[گل][گل]

ماسح

الهی! در این اولین ساعتهای سال دل ما و عریران ما را چنان در جویبار زلال رحمت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان هر کجا نومیدی هست امید! هر کجا زخمی هست مرهم! و هر کجا نفزتی هست عشق جای آن را فرا گیرد ... سلام و عرض تبریک و تسلیت

گلشنا

باران ا خیلی خوب می نویسی عالی ی گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]