سفر درون

 در مسیر زندگی خویش بارها به کوه مشکلات برخورد کرده‌ایم، بارها در دریای احساسات شناور شده‌ایم. بارها زیر درخت مهربان دوستی‌ها نشسته و بر شاخه پر مهرشان تکیه زده‌ایم. بارها از رودخانه جاری صمیمیت نوشیده و از دشت مهربان صفا رد شده‌ایم. بارها مسیر را گم کرده و از راه خویش بازگشته‌ایم. در کوچه باغ‌های ذهن پرسه زده‌ایم. در جریان رود روان غوطه ور شده‌ایم و از جاده بی انتهای فکر گذشته‌ایم. اما هیچگاه به خود نرسیده‌ایم.

 می‌توان به دوردست‌ها سفر کرد، می‌توان از کهکشان‌ها گذشت، می‌توان به عمق اقیانوس‌ها گذر کرد ولی به خود رسیدن بسیار دشوار است. خودی که در ماست ولی سفرش بسیار سخت و طاقت فرساست.

 در طی مسیر به وقایع تلخی برخورد می‌کنیم. واقعیت‌هایی که تمایلی برای دیدنشان نداریم. حقایقی برایمان روشن می‌شوند که آمادگی پذیرفتن‌شان را نداریم. چیزهایی در مورد خودمان می‌فهمیم که هیچگاه دوست نداشتیم بفهمیم. کنار آمدن با واقعیتها کار چندان آسانی نیست.

 همیشه به دنبال گمشده ای هستیم طوری که انگار اگر او را بیابیم پاسخ تمامی سئوالاتمان را یافته‌ایم و به هر آنچه آرزو داشتیم رسیده‌ایم. به دنبال کسی که راه را رفته و پاسخ معما را یافته است. کسی که با تمام وجود حقیقت را درک کرده است. دریغ و افسوس از اینکه این گمشده خود ماست که پیدا و ناپیداست.

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

پیدای پنهانم عاشق گریانم بی کس و تنهایم خسته و نالانم سلام بر باران مهربان

فرزانه

این گمشده شبیه همون آنیما و آنیموس هست نیمه گمشده ای که تو بقیه دنبالش می گردیم

فائزه

همین که هستي همین که لابلای کلماتم نفس میکشی، راه میروی همین که پناه واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی تویی یتیم نشده اند کافی‌ست برای یک عمر آرامش بيا به باران من [لبخند][گل]

باباران

سلام با دوپست جدیدمنتظرجضورسبزتون هستم می پوشانم دِلتنگی ام را .. با بستری از کلمات ، .. اما باز .. کسی در دلم .. تو را صدا می زند

✖| عشقولانه های ما دو تا |✖

قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها دستــی برای تمـــام فصل ها _______________________ سلام عشقولیا برگشتن اگه دوست داشتین بیاین

باباران

سلام باران ازتون ممنونم به خونه ابری مون سر زدین وبانظرهای شیرین ات مرا به نوشتن امیدوارمیکنین ممنونم

فرشته

خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود. تنها کسیست که با دهان بسته هم می توان صدایش کرد با پای شکسته هم می توان سراغش رفت. تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر می دارد تنها کسیست که وقتی همه رفتند محرمت می شود. وتنها سلطانیست که دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه کردن خدا را برایت آرزو دارم سلام مهربون از ناگفته های من وتو آمدم این ادرس جدید اونه ومن بی صبرانه منتظر تق لباب تو بر آن در هستم تا نگاهت با اندیشه آم هم آوا شود

باباران

سلام عیدتون پیشاپیش مبارک باد وبارانی عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم وقتی به ساحل نگاه تو رسیـــــــد چشمانت را نبند چند لحظه ای بیا مهمون خونه ابری من باش منتظرم

زیبا

سلام مهربون پیشاپیش بهاران مبارک [لبخند][گل]